پاره آجر و تبلیغات

روزی مردی ثروتمند در خودروی جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان از بین دو خودرو پارک شده در کنار خیابان، یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به خودروی او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و به سرعت پیاده شد و دید که خودروی او صدمه ی زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد. پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلج اش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود، جلب کند.

پسرک گفت: «اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. برای اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم». مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. سپس برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار خودروی گران قیمتش شد و به راهش ادامه داد.

در زندگی و تبلیغات چنان با سرعت حرکت نکنیم که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب کنند. گاهی در کسب و کار، برای تبلیغات خود و جلب توجه دیگران، باید از پاره آجر استفاده کنیم تا متوجه شوند که ما نیز هستیم.

فقط کلیک کن

فقط روی لینک های زیر کلیک کنین و لذت ببرین. همین.

لینک اول

لینک دوم

روی Get bouncing کلیک کنین.

لینک سوم

روی Start imagining کلیک کنین.

لینک چهارم

لینک پنجم

بزنین طرف رو داغون کنین...

لینک ششم

:)

بابا تویی؟

بابا توئی؟

کاریکاتور: مخالفان رابطه ایران و آمریکا!

کاریکاتور:مخالفان رابطه ایران و آمریکا


کاریکاتور: مخالفان رابطه ایران و آمریکا!

غلط اضافی

غلط اضافی

ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ


ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !

ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ

ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !

ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ :ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ

ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !

ﻣﺠﺮﺩﯼ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !

ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺠﺮﺩ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ!

ﭘﯿﺮﯼ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺎﺕ ﻟﺐ ﮔﻮﺭﻩ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ

ﺑﮑﻨﯽ !

ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ :ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ

ﺑﮑﻨﯽ ﮔﻤﺸﻮ ﺑﺮﻭ ﺟﻬﻨﻢ !

ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻏﻠﻄﯽ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﮑﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﻧــﯿــﺴــﺖ |:

کمی لبخند

بعضی شبا که خوابم نمیبره، یه جوری که مغزم بشنوه میگم:

خب! برم یه کتابی بیارم بخونم

هیچی دیگه

اصن بیهوش میشـم

===================

غصه هیچوقت سراغ من نمیاد،هیچوقت!

در واقع هیچوقت نرفته که بخواد بیاد، الانم اینجاست! سلام کن به عمو!!!!!

===================

خدایا به ما که بنز و بی ام و و پورشه و... نمیدی...

حداقل به اونائی که میدی یه کم به قیافه هاشون دقت کن ما انقدرحرص نخوریم

===================

واقعا شانس آوردیم همه بیماریها رو خارجی ها کشف میکنن

و اسم خودشونو میذارن روش وگرنه مثلا بجای پارکینسون باید میگفتیم مرض کامبیز یا درد حاج مرتضی

و برادران به غیر مجتبی

===================

من وقتی حوصله ام سر میره یه پرتقال بر میدارم پوست میکنم بعد پوستشو به

هزاران تیکه خرد میکنم انقدر ادامه میدم تا یکی برسه نجاتم بده!!!

===================

اون موقع که پراید 7 تومن بود تو ایران، تا پنج سال نایلون رو صندلی روبرنمیداشتن!

حالا که شده بیست تومن حتما تو خونه یه اتاق خواب براش درنظر میگیرن که خدای نکرده دچار

اضطراب شخصیتی نشه!

===================

ما بدبختي رو بوسيديم و گذاشتيم کنار... حالا ول کن نيست، ميره و مياد ميگه:

يه بوس بده...

بدون شرح!

فقط یه ایرانیه که می تونه یه جمله با 21 فعل بسازه!!

داشتم می رفتم، دیدم اومد گرفت نشست، گفتم بزار برم بپرسم ببینم میاد؟ نمیاد؟!

دیدم میگه: نمیخوام بیام برو بزار بگیرم بخوابم!!

------------------------------------------

خدا میدونه ترجمه ی انگلیسیش چی از آب در میاد!!!

افشای فراماسونری در خونه مادربزرگه + سند

[آیا شهرداری و شورای شهر چشم خود را بسته‌اند؟]


شورای‌شهر کاربرد کامپوزیت و اشکالی که نماد‌های فراماسونری و مسلک‌های ضددینی را در نمای ساختمان منعکس می‌کند، ممنوع اعلام کرد و شهرداری از صدور پایان‌کار برای چنین ساختمان‌هایی منع شده است.


– به نقل از روزنامه دنیای اقتصاد





اینجانبان نیز ضمن حمایت همه‌جانبه با چنین طرح منوری، به اطلاع می‌رساند طبق اسناد محرمانه زیر، "خونه مادربزرگه" نیز از فراماسون‌آرایی پیراسته و ویراسته و راسته نیست، لذا مستدعی است شورای شهر، شهرداری و باقی جاها در اسرع وقت و تسریع اوقات و به وفور فراوان مفید فایده با شخص "مخمل‌خان" به عنوان مغز متفکر جریان و شخص "مادربزرگه" مادر معنوی و ساپورتر مالی و تامین‌کننده مکان، برخورد مقتضی و منقضی و منقبضی بدون مضیقه و در ضیق وقت بدون غمزه برخورد غامض نماید.


 

[افشای پشت‌پرده خانه مادربزرگه (در عکس ضممیه: سند شماره 1 و 2) ]




توضیحات


1) چشم گربه – که به صورت تابلویی در تمام قسمت‌های سریال خونه مادربزرگه روی صورت مخمل‌خان واقع شده بود.


2) گوش دو پر گربه – یک پرش سمت چپ و پر دیگرش سمت راست سر مخمل واقع شده. در حالی که گربه‌ها یک گوش‌شان سمت راست و گوش دیگرشان سمت چپ قرار دارد.


3) نوک شیروانی – علامت "شیروانی" در واقع "شیر" است که در "وان" خفته و هر آن امکان دارد حمامش تمام شود و از وان بیاید بیرون و به جنگل برگردد.


4) دم شیروانی – دم شیروانی در خانه مادربزرگه حاکی از این است که با دم شیر و شیروانی نباید بازی کرد.


5) چهارخانه – این علامت به معنای چهار خانه است. در آخرین قسمت سریال خونه مادربزرگه معلوم می‌شود که چهار خانه وجود دارد: خونه مادربزرگه، خونه نبات و خانواده‌اش، خونه هاپوکومار (که بعدا از خارج می‌آید)، خونه مراد (پسر همسایه).


2 و 6 و 9) هر سه تا مثلث هستند و مثلث معلوم است که مثلث است و ترکیبش با "چشم گربه" چیز غریبی می‌شود.


7 و 11) پنجره – وسیله ارتباطی با بیگانگان (که مادربزرگه بارها از همین وسیله برای ارتباط گرفتن با مخمل استفاده می‌کند.)


8) در – در تمام سریال خونه مادربزرگه هیچ‌کسی جز خود مادربزرگه از این در رفت و آمد نمی‌کند. آیا این در به درون خانه می‌رود؟ یا از درون خانه به حیاط متصل است؟ آیا عالم حیاط (حیات) را با عالم خانه مرتبط می‌کند یا برعکس؟ (متاسفانه ما نمی‌دانیم)


9) علامت شبکه دو. ربطی به کار ما ندارد اما چون چشم ناظر همیشه به ما زل زده است؟


10) گلدان.


11) جاروی جادوگرها که معرف حضورتان هست؟ نیست؟





نتیجه‌گیری


خونه مادربزرگه / فراماسونری داره / خونه مادربزرگه / هزارتا حقه داره.


با توجه به نتیجه بالا از مسوولان خواهشمندیم سریع این خانه را خراب کنند و جاش به پل صدر اضافه کنند که این‌قدر نریزد سر مردم. با تشکر.








منتشرشده در روزنامه شرق

کارشناس های مربوط به مسائل صهیونیسم: فیلم شهر موش ها در خدمت نشر ارزش های جهانی صهیونیسم بوده است !

 

کارشناس های مربوط به مسائل صهیونیسم: فیلم شهر موش ها در خدمت نشر ارزش های جهانی صهیونیسم بوده است !

 


 

 

 

 

 

نظرات کاربران اینترنتی :

 

از این سخنگو تقاضا داریم خونه ی مادربزرگه را هم بررسی کنند. مخمل مشکوک می زد

 

خونه ى مادربزگه هزارتا اسرائيلى داره..

 

اتفاقا من همیشه به هاپو کومار شک داشتم ، آخه خودشو به مظلومیت زده بود، آخرش هم که معلوم شد از هند اومده ، احتمالا از طرف انگلیسی‌‌ها بوده :دی

 

من به آقاي جمالي در زيزيگولو تا به تا مشكوكم 

 

آقا به نظره شما هادی و هدی ماسونی نبودن!!!!!

 

یه گیری هم به ملوان زبل بدن آخه آموزش دوپینگ می داد

 

 هادی و هدی ( امریکا و انگلیس) و اون توپ زیر بغل هادی ( بمب اتم )

 

مخمل خوب بود مادربزرگه خیلی مشکوک بود با اوون چشماش

 

حالا ما که این فیلم از شانس بدمون! زمان کودکی ما پخش شد و دیدمیش الان باید توبه کنیم ؟ زندان بریم؟

ادامه نوشته

بدون شرح

طریقه خرید هندونه توسط بابام :

 

طریقه خرید هندونه توسط بابام :

بو کردن هندونه
پرت کردن و گرفتنش از رو هوا
وزن کردن با دست
شمردن خطهای هندونه 
زدن روی هندونه و شنیدن صدای مورد نظر
نگاهِ عالمانه به اطرافیان در میوه فروشی ( که آره آقا من این کارم)
خریدن هندونه
آوردن به منزل
همه رو چنگال به دست جمع کردن
دست و سوت و جیغ و هورای حضار
پاره کردن هندونه
پذیرایی از اهل منزل با هندونه سفید و با طعم خـــــیار Wackosmiley